بالاخره چهاردست وپا می ره و...
گل پسر تنبلمون درست چند روزی می گذشت ازاینکه 11ماهش کامل شد بالاخره تصمیم گرفت خودی نشون بده وچهاردست وپا قدم برداره . تو این ماه یادگرفته اطرافیان آشنا رو هم ببوسه .همونطور که قبلا هم گفته بودم علاقه ی شدیدی به فرد نمازگزار داره به محض اینکه بفهمه کسی داره نماز می خونه می یاد جلوش می شینه وبا دقت حرکاتش رو نگاه می کنه این ماه که یاد گرفته اگه بهش بگی الله اکبر کن سریع عمر خاله نیت می کنه.هر چی سعی می کنیم وایستادن رو بهش یاد بدیم تنبلی می کنه تازگی ها به محض اینکه سرپا نگهش می داری سرپا هدفمون رو می دونه سریع خودش رو می ندازه زمین اما خودش می تونه دستش رو به پشتی بگیره وچند قدمی راه بره اما خیلی مواظب خودشه که یه جایی تکیه گاه تموم نشه و...
واكنش مهرادي بعد از حسادت
مهرادي در تولد 9سالگي نازنين
مي بينين چه ذوقي كرده آخه اولين تولدي يه كه تا حالا رفته چقدر حال مي ده بادكنك بازي از سر وپا همزمان استفاده مي كنه انگار اين هم غذاست تموم مي شه اينجا هم واقعا خسته شده سفر خوش بگذره نفس خاله .حالا كجا به سلامتي ؟ ...
نویسنده :
خاله سمی
14:01
گل پسرمون باي باي مي كنه
از روزي كه مهرادي حركات جديد ياد گرفته همه ذوق دارن كه كار جديد ديگه اي بهش ياد بدن كه ديروز با تلاشهاي فراوان بالاخره باي باي كردن هم ياد گرفت . اينقدر خسته مي شه كه بعضي موقع ها هم قاط مي زنه مي گي مهراد سلام دستش رو رو گوشش مي ذاره يا مي گي باي باي با دو دستش شروع مي كنه به تكون دادن حالا معلوم نيست اين اوج خداحافظيشه يا داره ني ناي ناي مي كنه. اما پسر تنبل خيلي كم خودش رو تكون مي ده برا چهار دست وپا رفتن .مگر اينكه اينقدر تشويقش كني كه يه كم خودش رو تكون بده .ديروز نازنين خودش روخفه كرد واينقدر دادمي زد وتشويق مي كرد تا سرعت حركت مهراد رو زياد كنه .فكر كنم برا اينكه اين حركات يادش نره تا يه هفته ي ديگه آموزش جديدي در كار نباشه
مهرادی می خزه . دست هم می ده
امروز بالاخره مهراد شکمو به شکلاتی که در فاصله ی دو متریش بود خودش رو رسوند ودیگه رسما می تونه بخزه .دوم اینکه مهرادی تونست دست دادن روهم یاد بگیره.الان بهش بگی سلام خودش دستش رو جلو میاره.سومین کاری که امروز انجام داد سر سفره آقا چنگ زد تو چشمش وچشمش رو هم خونی کرد این هم از شاهکارای آقا مهراده دیگه
عاشق تلفن
مهرادی ما عاشق تلفنه .هر کی زنگ بزنه اینقدر ذوق می کنه وداد وبیداد راه می ندازه که گوشی رو بهش بدیم اما وقتی گوشی رو می گیره فقط می شه شنونده .اما امروز خاله سمیش اینقدر باهاش تمرین کرد که حالا اگه به گل پسر بگی خاله الو کن سریع دستش رو رو گوشش می ذاره وداد می زنه این هم یه پله از ترقیشه.بچه مون خودش خوب یادش مونده کی این حرکت رویادش داده هر وقت امروز منو می دید ناخودآگاه دستش رو رو گوشش می ذاشت ومی خندید که من ازش بخوام اون کاررو برام انجام بده. قربونت برم خاله که اینقدر شیرینی





