مهرادمنمهرادمن، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

تاج سرم

پسرخوب

1392/6/3 10:48
نویسنده : خاله سمی
172 بازدید
اشتراک گذاری

ديشب باباجون ومامان جون وخانواده عزيز عروسي دعوت بودن نازنين هم قراربود باهاشون بره

عروسي .عمويي هم شب قراربود بره جايي ،اون وقت من تنهاي تنهامي شدم .ازماماني خواستم

توروبذاره كه هم من تنها نباشم هم به شما سخت نگذره هم خودش اذيت نشه.خلاصه شما موندي

وقرارشد اگر اذيت كردي شما روببرم تحويل بدم اما نفس خاله اينقدر پسر خوبي بود اذيت كه نكرد هيچ

اصلا تاساعت 12شب بيدارهم نشد فقط يه دفه شير مي خواست كه شيشه رو گذاشتم

دهنش.ماماني كه تورو گذاشت گفت ببين من با اين چه كار مي كنمخیال باطل ،اما شما يه فرشته بودي

نفسمتشویقماچماچ

اين هم نفس خاله چقدرراحت خوابيدي قربونت برم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان الینا
3 شهریور 92 10:01
سلام عزیزم به خدا من نمی دونم چرا بچه ها پیش خاله هاشون اینقدر اروم هستن

چون خاله ها از ته دل دوستشون دارن .به هرحال ممنون كه سرزدين.


خاله جونش
3 شهریور 92 19:40
الهیییییییییییی که من فداش بشم که اینقد نازخوابیده
خاله فرناز ;-)
20 شهریور 92 12:10
اااااااااااااااااااااااای جوووووووووووونم


چه عجب !
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تاج سرم می باشد