بندناف
ديروز هم طبق روزاي گذشته به ديدن نفس خاله رفتم آخه ماهرروز كارمون شده ظهر مي ريم خونه ي خواهري تا يك ساعت مونده به افطار اونجاييم .اين كار ثابت همه مونه ولي بعضي موقع هاشب هم مي ريم اونجا.چه كاركنيم دلمون برات يه ذره مي شه جگر خاله
ديروز كه رفتم خواهري مي خواست شلوارت رو عوض كنه كه يه دفه نافت هم افتاد نازنين اينفدر ذوقي شده بود كه تلفني به همه خبر مي داد كه ناف مهراد افتاده ماهم خيلي خوشحال شديم
امروز هم قراره برااولين بار ببرنت حمام
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بندناف
