مهرادمنمهرادمن، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره

تاج سرم

اولین روز تولد

1392/4/22 22:30
نویسنده : خاله سمی
192 بازدید
اشتراک گذاری

پس از ٩ماه انتظار  پس از گذراندن روزها و

شبهای پر از دلهره و اضطراب  در یک لحظه

بزرگ و خاص در لحظه ای فراتر از مکان  

در لحظه اتصال آسمان به زمین شاهد خلق

یکی از بزرگترین معجزات الهی بودم و

       تو آمدی

 

هیچ حرفی برای گفتن ندارم

 

عزیز خاله:

تمام لحظات را تقدیم آمدنت می کنم ....

  birthday Glitter graphics

      بهانه ی آرامش تولدت مبارک....

سلام عزیز خاله .هیچ وقت فکر نمی کردم خاله شدن اینقدرقشنگه همیشه فکر  می کردم چون خواهرای خودم بعد ازمدت ها توخونه شون صاحب یه نی نی کوچولو شده بودن اونقدر ذوق داشتن اما حالا می فهمم خاله شدن چقدر حس قشنگی یه .امروز خاله سعیده هم باوجودی که دانشگاه داشت کلاس نرفت ونازنین هم گفته بود موقع رفتن به بیمارستان بیدارش کنیم .ساعت 45/7که به بیمارستان رفتیم آقاجون ،عزیزجون ،خاله سعیده ،خاله سمی ،عمویی(بابای نازنین)وخاله زهرا ومامان بزرگ هاشم وزهره خانم وحسین آقا هنوز مامانی داشت از اتاق می آمد ،آمدند.نازنین هم وقتی بیدار شد هبود گریان زنگ زد وگفت چرا همه رفتیم واون رو نبردیم خلاصه باکمک آبجی نقش بازی کردیم که آبجی هم هنوز ندیده وتازه ازدانشگاه اومده اینطوری کمی آروم شد ودوباره با آبجی به بیمارستان رفتیم.بعدازظهر هم دوباره خاله ها ودایی ها ودوستای مامانیت اومدن بیمارستان .راستی یادم رفت بگم مامان بزرگ باباییت هم 2-3ساعت بعد از به دنیا اومدنت اومدن ودایی مسلم ودایی مصطفی وزن دایی شیما خانم   با وجودی که نبودن جزئ اولین نفرایی بودن که تلفنی انتظار تولدت رو می کشیدن.عزیز خاله الان که دارم این مطالب رو می نویسم تازه ازبیمارستان اومدم وچون کابل گوشیم نیست نمی تونم عکسات رو بذارم انشاالله فردا حتما می ذارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تاج سرم می باشد