مهرادمنمهرادمن، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

تاج سرم

آش دندوني مهراد گلي

        مهراد داره یه دندون             قند میخوره از قندون     فرشته ای مهربون               آورده واسش یه دندون    آش بخورین نوش جون         آش دندون مهراد جون واي دندونام رو نبينين واقعا اينا دندونن؟  يعني دارم بزرگ مي شم 2دندان پيشين مركزي مهرادي از فك پايين همزمان در اومد .به اميد كامل شدن همه ي دندوناش ...
23 فروردين 1393

اولين عيد گل پسر خاله

 يك روز قبل از تحويل سال به ديدن خانواده ي بابايي رفتين و4فروردين تازه به بيرجند اومدين واين عكس رو كنار سفره هفت سين خونه ي عزيز جون گرفتي .قربون اون لبا وچشاي گردت بشم خاله جوني من بد نگذره خاله جون   اينجا هم6فروردين باغ آقاجون .مهرادي داره الينا گلي  رو مثلا مي خوابونه.اين علامتي هم كه رو صورتش مشخص كردم حاصل دسترنج خودشه كه به همه هديه مي كنه  مهرادي به ني ني بغل خالش ببينين چطور نگاه مي كنه اين اوج حسادته(93/1/11) مي بينين دايي جونش چه كار مي كنه باهاش اين هم خودش رو محكم گرفته(دليل پوشوندن چهره ي دايي جون : چون مي ترسم بهم گير بده چرا بدون اجازه عكسش رو گذاشتم )(93/1/13) حال...
18 فروردين 1393

نفسم 8ماهه شد.(تو اين ماه بدون كمك مي تونست بشينه)

        ماماني امروز بردتت بهداشت هرچند كنترل نداشتي اما برا اينكه نمودار رشد ماهانت رو داشته باشه مي بردت .اما ظاهرا خانمه عصباني شده چرا وقتي نوبت كنترل نداره مي يارينش قد ووزني كه گرفته مشخصه كه درست نيست آخه قد فنچمون رو نيم سانت كمتر از دفعه ي قبل گفته ماماني هم كه حواسش نبوده الان كه زنگ زد وبهم گفت داشتم ثبت مي كردم كه ديدم قدت آب رفته زنگ زدم وبهش گفتم مي گه پس خانم من رواز سر خودش باز كرده وزني كه گفته 9/500يعني 800گرم افزايش قدي كه گفته 71يعني نيم سانت كاهش البته شايد ماه قبل اشتباه قدت رو گرفتن آخه 4سانت افزايش تويك ماه خيلي بود راستي تو اين ماه مهرادي ب...
22 اسفند 1392

بازگشت رسمي به مهد

قربون اون لبات برم كه هر وقت اينطوري مي كنه همه رو ياد دايي مصطفي مي ندازي .اين عشق خاله شه كه اينطور خوردني شده.ديونه تم مي دوني ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مهرادي اين دفعه به طور قطعي به مهد رفت روز اول رفتنش پنجشنبه بود كه مامانيش نازنين رو باهاش برد تا زياد احساس غريبي نكنه.برا نازي هم تجديد خاطرات شده بود البته 2ساعتي بيشتر اونجا نبود  پسرمون مرد شده اما مامانش شرمش مي ياد به مربيش روش آروم كردنش رو بگه آخه چطور به خواهر زن حراست اداره شون بگه اگه بچم گريه كرد ونتونستين آرومش كنيين براش ني ناي ناي كنين ...
15 اسفند 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تاج سرم می باشد